تبلیغات

پیچک

به سوی حقیقت... - شیعه و شفاعت اهل بیت علیهم السلام
 
   
شیعه و شفاعت اهل بیت علیهم السلام

بر اساس روایات متعدد ـ كه به بخشى از آنها در مباحث گذشته اشاره شد ـ خداوند در دنیا، عالم برزخ و صحنه قیامت گروهى از شیعیان گناهكار را كه موفق به توبه حقیقى نشوند، گرفتار سختى و عذاب مى‏نماید تا از گناهانى كه كرده‏اند پاك شوند و آنگاه وارد بهشت گردند؛ لیكن در اینجا این سؤال در اذهان مطرح مى‏شود كه پس شفاعت پیامبر اسلام و اهل‏بیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان روز جزا ـ كه در آیات و روایات فراوان، سخن از آن به میان آمده ـ چه مى‏شود؟ و آنان در كجا و چه موقع گناهكاران و پیروان گرفتار خویش را از عذاب نجات مى ‏دهند؟

در پاسخ باید گفت: شكى نیست كه شفاعت اولیاى الهى از گناهكاران یكى از تعالیم اسلامى و عقاید مذهب شیعه است، به گونه‏اى كه در برخى روایات آمده است: فردى كه اعتقاد به شفاعت نداشته باشد ایمان ندارد و یا كسى كه شفاعت را باور نداشته باشد، شیعه ما نیست.[1]

قرآن كریم در بیش از دهها آیه، موضوع شفاعت را مطرح كرده و در این آیات، كسانىكه حق شفاعت دارند،محدوده شفاعت و نیز آنان راكه مستحق شفاعت هستند،معرفى كرده و مورد بحث و بررسى قرار داده است.در روایاتى كه از پیامبراكرم و اهل‏بیت (علیهم السلام) نیز نقل شده بر موضوع شفاعت تأكید فراوان شده و انبیاى الهى، قرآن كریم، اهل‏بیت (علیهم السلام)، ملائكه و مؤمنان را جزء كسانى دانسته كه در قیامت حق شفاعت دارند و از گناهكاران در پیشگاه الهى شفاعت مى‏نمایند.

از كسانى كه بیشترین حق را پس از پیامبراكرم | در مورد شفاعت گناهكاران دارند، اهل‏بیت (علیهم السلام) هستند؛ آنان حجت‏هاى الهى در دنیا و آخرت و گل سرسبد عالم هستى و اشرف مخلوقات خداوند پس از پیامبر هستند؛ اینان هم در دنیا و هم در آخرت از جایگاه رفیع و منزلت والایى در پیشگاه خداوند برخوردارند؛ این وجودهاى مقدس و پاك آن‏قدر در نزد خداوند قرب و منزلت دارند كه خداوند به بركت آنها تمام هستى و آنچه را در آن هست، خلق كرده و به آنان روزى مى‏دهد. اگر این حجت‏هاى الهى نبودند عالمى نبود و خداوند به دیگر موجودات توجهى نمى‏كرد.

در دعاى عدیله در مورد وجود مبارك امام زمان (علیه السلام) آمده است:

«بِبَقائِهِ بَقِیَتِ الدُّنیا و بِیُمنِهِ رُزِقَ الوَرى و بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الأَرضُ والسَّماءُ ...»؛

«به سبب بقاى آن وجود مبارك دنیا باقى است و به بركت او به خلایق روزى داده مى‏شود و به سبب وجود او آسمان و زمین ثابت و پایدار است...».[2]

و نیز در زیارت جامعه كبیره خطاب به اهل‏بیت (علیهم السلام) مى‏خوانیم:

«و بِكُم یُنَزَّلُ الغَیثُ و بِكُم یُمسَكُ السَّماءُ أَن تَقَعَ عَلَى الأَرضِ و بِكُم یُنَفَّسُ الهَمُّ وَ یُكشَفُ الضُّرُّ ...»؛

«و به سبب وجود شما است كه باران مى‏بارد و به بركت وجود شما آسمان بر زمین نمى‏افتد و به خاطر شماست كه غصه‏ها و ناراحتى‏ها گشوده مى‏گردد و بدیها از بین مى‏رود...».[3]

آنان آن‏قدر در پیشگاه خداوند مقرب‏اند كه حتى انبیاى الهى، آنگاه كه براى‏شان گرفتارى و مشكلى پیش مى‏آمد، به این ذوات مقدسه متوسل مى‏شدند و براى رفع مشكل خود، خداوند را به وجود آنان سوگند مى‏دادند كه در این زمینه روایات متعددى از طریق شیعه و اهل سنت نقل گردیده است. پیامبر اكرم | مى‏فرماید:

«إِنَّ آدَمَ لَمّا أَصابَ الخَطِیئَةَ كانَت تَوبَتُهُ أَن قال: اَللّهُمَّ إِنِّى أَسئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا غَفَرتَ لِى فَغَفَرَها لَهُ، و إِنَّ نُوحا لَمّا رَكِبَ السَّفِینَةَ و خافَ الغَرَقَ، قالَ: اللّهُمَّ إِنِّى أَسألُكَ بِحَقِّ مُحَمِّدٍ و آلِ مُحَمَّدٍ لَمّا أنجَیتَنىِ مِنَ الغَرَق. فَأَنجاهُ اللّهُ مِنهُ، و إِنَّ اِبراهیمَ لَمّا أُلقِىَ فِى النّارِ، قال: بَرِدا و سَلاما، و إنَّ مُوسى لَمّا أَلقى عَصاهُ و أَوجَسَ فىِ نَفسِهِ خِیفَةً، قالَ: اَللّهُمَّ إِنِّى أَسئَلُكَ بِحَقِّ مُحَمَّدٍ و آلِ مُحَمِّدٍ لَمّا آمَنتَنى، فَقالَ لَهُ اللّهُ عَزَّوَجَلَّ: لا تَخَف إِنَّكَ أَنتَ الأَعلى»؛

«وقتى كه آدم (علیه السلام) مرتكب آن خطا (ترك اولى) گردید توبه‏اش این بود كه بگوید: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند مى‏دهم كه مرا عفو نمایى و خداوند او را به جهت این دعا بخشید و آن‏گاه كه نوح سوار بر كشتى شد و ترسید كه غرق شود گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند مى‏دهم كه مرا از غرق شدن نجات دهى و خداوند او را نجات داد و آن هنگام كه ابراهیم (علیه السلام) در آتش افكندند گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند مى‏دهم كه مرا از آتش نجات دهى و خداوند آتش را بر ابراهیم سرد و سلامت گردانید و آن هنگام كه موسى (علیه السلام)عصایش را افكند و در دلش هراسى افتاد، گفت: خدایا! تو را به حق محمد و آل محمد سوگند مى‏دهم كه مرا حفظ نمایى و خداوند به او خطاب نمود: نترس كه تو برتر و بالاتر هستى».[4]

اهل‏بیت (علیهم السلام) نه تنها در دنیا در پیشگاه الهى قرب و منزلت داشته و دارند، بلكه در قیامت نیز از جایگاه بسیار والایى در نزد خداوند برخوردارند و خداوند اختیارات و حقوق گسترده‏اى را به آنان عنایت كرده است كه یكى از این حقوق، حق شفاعت است؛ امیرالمؤمنین على (علیه السلام) مى‏فرماید:

«مَن یُحِبُّنا، یَنالُ شَفاعَتَنا یَومَ القِیامَةِ»؛ «كسى كه ما را دوست داشته باشد به شفاعت ما در روز قیامت خواهد رسید».[5]

در حدیثى دیگر «حمران بن أَعیَن» مى‏گوید: از امام صادق (علیه السلام) شنیدم كه مى‏فرمود:

«وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ، وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ وَاللّهِ لَنَشفَعَنَّ، قُلتُ: لِمَن یَابنَ رَسولِ اللّهِ؟ قالَ: لِشیعَتِنا حَتّى یقُولَ عَدُوُّنا «فَما لَنا مِن شـفِعین * ولا صَدیقٍ حَمیم * فَلَو اَنَّ لَنا كَرَّةً فَنَكونَ مِنَ المُؤمِنین»

ترجمه: «به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم كرد! به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم كرد! به خدا سوگند ما شفاعت خواهیم كرد! حمران گوید: از امام سؤال كردم: از چه كسانى شفاعت مى‏كنید؟ امام فرمود: از شیعیانمان شفاعت مى‏كنیم تا آنجا كه دشمنان‏مان مى‏گویند: براى ما شفاعت‏كننده و دوست دلسوزى نیست. اى كاش براى ما بازگشتى بود تا از مؤمنان باشیم!».[6]

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«شَفاعَتُنا لاَِهلِ الكَبائِرِ مِن شِیعَتِنا، و اَمَّا التّائِبُونَ فَاِنَّ اللّهَ عَزَّوجَلَّ یَقُولُ: «ما عَلَى المُحسِنینَ مِن سَبیلٍ»[7]؛

«شفاعت ما خاندان براى شیعیانى است كه مرتكب گناه كبیره شده‏اند اما كسانى كه از گناه خود توبه كرده‏اند خداوند درباره آنان مى‏فرماید: بر افراد نیكوكار مؤاخذه‏اى نیست».[8]

هر چند اهل‏بیت (علیهم السلام) از مقام عظیم شفاعت برخوردارند، اما این‏گونه نیست كه شفاعت آنان مطلق باشد؛ به‏گونه‏اى كه تمام شیعیان خود را پس از مرگ با تمام گناهانشان شفاعت نمایند و احدى از شیعیان در هیچ مرحله‏اى پس از مرگ، گرفتار عذاب نگردد. بلكه شفاعت آنان همچون دیگر شفیعان روز محشر مشروط به رضایت الهى و منحصر به موارد و مواقع خاصى است.

قرآن كریم در مورد شفاعت شفیعان مى‏گوید:

«لا یَشفَعُون إلاّ لِمَنِ ارتَضى»؛ «شفیعان شفاعت نمى‏كنند، مگر در مورد آنان كه مورد رضاى خدا باشند».[9]

از امام رضا (علیه السلام) سؤال شد كه مقصود از این آیه چیست؟ حضرت فرمود:

«معناى آیه این است كه شفیعان تنها براى كسانى شفاعت مى‏كنند كه دین آنان مورد رضایت خداوند باشد».[10]

بنابراین افراد كافر یا كسانى كه دین آنان مورد رضایت خداوند نیست و تمام یا بخشى از تعالیم اسلامى را زیر پا گذاشته و انكار مى‏نمایند، مورد شفاعت شفیعان قرار نخواهند گرفت. در برخى از روایات نیز وارد شده كه اهل‏بیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان، مرتكبان برخى گناهان را شفاعت نمى‏كنند: حضرت امام موسى‏بن جعفر (علیه السلام) مى‏فرماید:

«لَمّا حَضَرَ أَبِىَ الوَفاةُ قال لىِ: یا بُنَىَّ! إِنَّهُ لا یَنالُ شَفاعَتُنا مَنِ استَخَفَّ بِالصَّلاةِ»؛

«هنگامى كه (زمان) وفات پدرم فرا رسید فرمود: پسرم! شفاعت ما خاندان به كسى كه نماز را سبك بشمارد نمى‏رسد».[11]

امام صادق (علیه السلام) فرمود:

«یا مَعشَرَ الشِّیعَةِ، فَلا تَعُودُوا و تَتَّكِلُونَ عَلى شَفاعَتِنا فَوَاللّهِ! لایَنالُ شَفاعَتُنا إِذا رُكِبَ هذا حَتّى یُصیِبَهُ أَلَمُ العَذابِ و یَرى هَولَ جَهَنَّمَ»؛

«اى گروه شیعه، به اتكاى شفاعت ما به گناه بازنگردید. به خدا سوگند! شفاعت ما به كسانى كه مرتكب این گناه (زنا) شده باشند نمى‏رسد؛ جز آنكه پس از مدتى درد عذاب را بچشد و هول و ترس جهنم را ببیند».[12]

افزون بر این، گاه كسانى كه مستحق شفاعت اهل‏بیت‏اند باید مدتى درد عذاب و گرفتاریهاى عالم برزخ یا صحنه قیامت را تحمل نمایند و سپس به مرحله شفاعت اهل‏بیت (علیهم السلام)نایل گردند؛

امیرالمؤمنین (علیه السلام) مى‏فرماید:

«لا تَتَّكِلُوا بِشَفاعَتِنا فَإِنَّ شَفاعَتَنا قَد لاتَلحَقُ بِأَحَدِكُم إِلاّ بَعدَ ثَلاثمِائَةِ سَنَةٍ»؛

«با اتكاى به شفاعت ما گناه نكنید؛ زیرا شفاعت ما گاه بعد از گذشت سیصد سال شامل برخى از شما مى‏شود».[13]

بنابراین از مجموع آیات قرآن و روایات یاد شده استفاده مى‏شود كه شفاعت اهل‏بیت (علیهم السلام) و دیگر شفیعان روز جزا مشروط و مختص موارد و گناهان خاص است و پیروان اهل‏بیت (علیهم السلام) نباید دچار غفلت شده، به امید شفاعت آنان به گناه خود ادامه دهند و یا از توبه و كسب رضاى الهى غافل شوند، بلكه باید بدانند كه اگر مى‏خواهند شفاعت اولیاى الهى شامل حال آنان گردد، باید مرتكب بسیارى از گناهان نگردند و اگر تاكنون بر اثر كوتاهى یا غفلت به چنین گناهانى اقدام كرده‏اند با توبه و پشیمانى، گذشته خود را اصلاح و جبران كنند تا در قیامت از شفاعت اهل‏بیت (علیهم السلام)برخوردار گردند.

آورده‏اند كه شاعرى به نام «حاجب» در موضوع شفاعت گرفتار فكر عوامانه بود و شعرى بدین مضمون سروده بود:

حاجب، اگر معامله حشر با على است     من ضامنم كه هر چه بخواهى گناه كن

شب، امیرالمؤمنین (علیه السلام) را در خواب مى‏بیند كه بر او خشمگین است. علت غضب را از آن حضرت سؤال مى‏كند. امام (علیه السلام) مى‏فرماید: شعر خوبى نگفتى. مى‏گوید: چگونه بگویم؟ حضرت مى‏فرماید: این‏چنین بگو:

حاجب، اگر معامله حشر با على است     شرم از رخ على كن و كمتر گناه كن[14]

تفاوت شیعه و محب اهل بیت (علیهم السلام)

با توجه به مطالبى كه بیان شد روشن گردید كه تنها ادعاى محبت اهل بیت (علیهم السلام)براى شیعه بودن كافى نیست و باعث نمى‏شود انسان در ردیف پیروان این خاندان قرار گیرد و از فضایل بى‏شمار و پاداشهاى عظیمى كه براى پیروان اهل بیت (علیهم السلام) بیان گردیده برخوردار شود. بلكه علاوه بر داشتن ولایت و محبت، پیروى عملى از این خاندان نیز شرط است؛ زیرا معناى شیعه عبارت است از پیرو، یار و رهرو اهل بیت بودن و معناى پیروى از این خاندان، این است كه انسان همان راهى را برود كه آن بزرگواران رفته‏اند و همان اعمالى را انجام دهد كه آن بزرگواران انجام داده‏اند. امّا اگر كسى ادعا مى‏كند كه من پیرو این خاندانم و آنان را دوست دارم، اما اعمالى كه اهل‏بیت (علیهم السلام) انجام مى‏دهند را انجام نمى‏دهد و یا برخلاف راه آنها حركت مى‏كند، چنین شخصى را نمى‏توان شیعه واقعى آنان دانست. بلكه طبق برخى روایات اینان جزء محبان و دوستداران اهل بیت (علیهم السلام) هستند[15]؛ گروهى نزد امیرالمؤمنین على (علیه السلام)آمدند و به آن حضرت گفتند:

«نَحنُ مِن شیعَتِكَ یا أَمیرَالمُؤمِنینَ، فَنَظَرَ إِلَیهم طَویلاً ثُمَّ قال: ما أَعرِفُكُم و لا أَرى عَلَیكُم أَثَرَ ما تَقُولُونَ، إِنَّما شیِعَتُنا مَن آمَنَ بِاللّهِ و رسُولِهِ و عَمِلَ بِطاعَتِهِ وَاجتَنَبَ مَعاصِیَهُ و أَطاعَنا فیِما أَمَرنا و دَعَونا إِلَیهِ»؛

«ما از شیعیان شما هستیم اى امیر مؤمنان! حضرت براى مدت طولانى به صورت آنها نگاه كرد و سپس فرمود: من شما را نمى‏شناسم و آثار ادعایى كه مى‏كنید را در صورتهاى شما مشاهده نمى‏كنم. همانا شیعیان ما كسانى‏اند كه به خدا و رسولش ایمان داشته، طاعات الهى را به جا آوردند و از گناهان اجتناب نمایند و از آنچه ما امر كرده و آنان را دعوت به آن مى‏نماییم، اطاعت نمایند».[16]

روایت شده است كه شخصى به امام حسن مجتبى (علیه السلام) عرض كرد:

«إِنِّى مِن شیِعَتِكُم، فَقالَ الحَسَنُ بنُ عَلىٍّ علیهماالسلام: یا عَبدَاللّهِ! إن كُنتَ لَنا فىِ اَوامِرِنا و زَواجِرِنا مُطیعا فَقَد صَدَقتَ و إِن كُنتَ بِخِلافِ ذلِكَ فَلا تَزِد فِى ذُنُوبِكَ بِدَعواكَ مَرتَبَةً شَریفَةً لَستَ مِن اَهلِها، لا تَقُل لَنا: أَنا مِن شیِعَتِكُم، و لكن قُل: أَنا مِن مَوالیِكُم و مُحِبِّیكُم و مُعادِى اَعدائِكُم و أَنتَ فىِ خَیرٍ اِلى خَیرٍ»؛

«من از شیعیان شما هستم. امام حسن (علیه السلام) فرمود: اى بنده خدا! اگر در آنچه ما تو را به آن امر كرده و آنچه از آن تو را نهى مى‏كنیم مطیع ما هستى، راست مى‏گویى و اگر برخلاف این عمل مى‏كنى پس با ادعاى این مرتبه شریفه، كه از اهل آن نیستى، گناهى بر گناهانت نیفزا؛ لیكن بگو: من از دوستان و محبان شما و دشمن دشمنان شما هستم و تو در خیر و راهى به سوى خیر هستى».[17]

در حدیثى دیگر نیز آمده است كه گروهى از شیعیان به نزد امام رضا (علیه السلام)آمدند و تقاضاى دیدار با آن حضرت را نمودند، ولى امام (علیه السلام) اجازه دیدار به آنان ندادند. وقتى از علت بى‏اعتنایى آن حضرت نسبت به خود سؤال كردند امام (علیه السلام) فرمود:

«لِدَعواكُم أَنَّكُم شیِعَةُ أَمیرِالمُؤمِنینَ (علیه السلام) و أَنتُم فىِ أَكثَرِ أَعمالِكُم مُخالِفُونَ و مُقَصِّرُونَ فىِ كَثیرٍ مِن الفَرائِضِ ...»؛

«بدان جهت كه شما ادعاى شیعه على (علیه السلام) را دارید در حالى كه در بیشتر اعمالتان با آن حضرت مخالفت مى‏نمایید و در بسیارى از واجبات كوتاهى مى‏كنید...»[18]

همچنین در پایان روایتى كه از على (علیه السلام) در صفحات گذشته نقل گردید و نیز روایتى كه از فاطمه زهرا ÷ به همین مضمون وارد شده، درباره آن دسته از شیعیانى كه وارد طبقات بالاى جهنم مى‏شوند و براى مدتى عذاب مى‏گردند، آمده است:

«إِنَّ هؤلاءِ لا یُسَمُّونَ بِشیِعَتِنا و لكِنَّهُم یُسَمُّونَ بِمُحِبِّینا والمُوالیِنَ لاَِولِیاءِنا والمُعادِینَ لاَِعدائِنا، إِنَّما شیِعَتُنا مَن شَیَّعنَا واتَّبَعَ آثارَنا واقتَدى بِاَعمالِنا»؛

«این گروه از افراد، شیعیان ما نیستند؛ بلكه جزء محبّان و دوستداران دوستان ما و دشمنان دشمن ما هستند. همانا شیعه ما كسى است كه از ما پیروى كرده، از آثار ما متابعت نماید و به اعمال ما اقتدا كند».[19]

این موضوع، واقعیتى است كه مردم و عقلاى عالم نیز بر آن صحه مى‏گذارند؛ زیرا كسى كه آن‏قدر گناه نماید كه تمام گرفتاریها و بلاهاى دنیوى و عذاب عالم برزخ و صحنه قیامت نتواند گناه او را پاك كند و ملائكه الهى براى پاك كردن گناه او ناچار شوند وى را وارد جهنم نمایند، چگونه مى‏تواند شیعه و پیرو انسانهاى پاك و معصومى باشد كه ذره‏اى نافرمانى خداوند را نكرده‏اند.

شیعه اهل بیت (علیهم السلام)، كسى است كه در ادعاى خود صادق باشد و علامت و نشانه‏اى بر صدق ادعایش داشته باشد و این علامت و نشانه، همان گام نهادن در راه اهل بیت (علیهم السلام) و پیروى عملى از دستورات آنان است؛

امام صادق (علیه السلام) در روایتى مى‏فرماید:

«یَنبَغِى لِمَن اِدَّعى هذَا الاَمرَ فىِ السِّرِّ أَن یَأتِى عَلَیهِ بِبُرهانٍ فِى العَلانِیَّةِ، قُلتُ: و ما هذَا البُرهانُ الَّذى یَأتِى بِهِ فِى العَلانِیَّةِ؟ قال: یُحَلِّلُ حَلالَ اللّهِ و یُحَرِّمُ حَرامَ اللّهِ و یَكُونُ لَهُ ظاهِرٌ یُصَدِّقُ باطِنَهُ»؛

«سزاوار است كسى كه در باطن ادعاى شیعه بودن را دارد دلیل و برهانى آشكار بر صدق ادعایش داشته باشد. راوى گوید: (به امام (علیه السلام)) عرض كردم: این برهانى كه باید آشكارا به همراه داشته باشد چیست؟ فرمود: حلال خدا را حلال و حرام خدا را حرام شمارد و ظاهرى داشته باشد كه باطنش را تصدیق نماید».[20]

بنابراین، تشیع، تنها صرف ادعاى محبت اهل بیت (علیهم السلام) و دشمنى با دشمنان آنان نیست. بلكه اظهار محبت اهل بیت (علیهم السلام) و دشمنى با دشمنان آنان قدم اول در این راه است و شیعه على (علیه السلام)علاوه بر آن، باید ویژگیها و اوصاف دیگرى نیز داشته باشد. بدین جهت، اهل بیت (علیهم السلام) در روایات فراوان، براى شیعیان خود ویژگیهاى خاصى را ذكر نموده و گفته‏اند: اگر تمام یا بیشتر این ویژگیها در كسانى كه ادعاى پیروى از ما را دارند وجود داشته باشد بدانید كه آنان در ادعایشان صادق‏اند و شیعه واقعى ما هستند اما اگر تمام یا بیشتر این اوصاف در آنها وجود نداشته باشد در شیعه بودن آنان و یا حداقل در شیعه واقعى بودن آنان باید شك كرد؛ زیرا شیعه واقعى ما كسى است كه از ما پیروى كند و رفتار و اعمالش همچون رفتار و اعمال ما باشد.

در ادامه این نوشتار برآنیم تا با توفیق الهى و مدد اهل بیت (علیهم السلام)، برخى از عمده‏ترین اوصاف و ویژگیهایى را كه اهل بیت (علیهم السلام) براى شیعیان خود برشمرده‏اند ذكر نماییم و در تبیین هر یك از این اوصاف به اندازه توان و نیز ظرفیت بحث، مطالبى را بیان نماییم و امیدواریم رهروان اهل بیت كه خداوند آنان را از نعمت عظیم ولایت و محبت این خاندان برخوردار گردانیده با مطالعه این اوصاف بتوانند هرچه بیشتر آنها را در زندگى خود پیاده نمایند تا در صف شیعیان واقعى اهل بیت ـ قرار گیرند. (ان شاء اللّه‏)

البته چنان كه در مقدمه كتاب اشاره نمودیم، تشیع و پیروى از این خاندان همچون ایمان داراى مراتب و درجات متعددى است كه تمام مراتب آن از تمام شیعیان خواسته نشده است؛ كسى كه همه این اوصاف و ویژگیها را در خود پیاده كند شیعه كامل است كه تمام مراتب تشیع را طى نموده است و كسى كه به اوصاف و ویژگیهاى كمترى متصف است در مراتب پایین‏ترى از تشیع قرار دارد.

بنابراین شیعیانى كه توان پیمودن همه این مراتب و عمل به تمام این اوصاف و اعمال را ندارند نباید مأیوس و ناامید شوند و خود را خارج از صف شیعیان على بدانند؛ هرچند اوصاف و اعمالى كه در دایره واجبات و محرمات الهى قرار دارد از این قاعده مستثناست و همه شیعیان تا جایى كه توان دارند لازم است به آنها عمل نمایند.

اوصاف و ویژگیهایى كه در این نوشتار به آنها اشاره خواهد شد تمام اوصاف و ویژگیهاى شیعیان على‏بن ابى طالب (علیه السلام) نیست؛ بلكه اهل بیت (علیهم السلام) براى شیعیان خود اوصاف دیگرى را نیز ذكر كرده‏اند كه چون هدف ما ذكر این اوصاف و تبیین و شرح مختصرى از هر یك از آنهاست این نوشتار گنجایش پرداختن به همه آنها را ندارد؛ لذا به بیان برخى از عمده‏ترین این اوصاف بسنده مى‏گردد.[21]


[1]. الفصول المهمه فى الاصول الائمه، ج 1، ص 360.

[2]. مفاتیح‏الجنان، زیارت عدیله.

[3]. مستدرك الوسائل، ج 10، ص 423؛ المزار، ص 250.

[4]. وسائل الشیعه، ج 7، ص 100؛ كنزالعمال، ج 2، ص 359؛ الدرالمنثور، ج 1، ص 60 و 61.

[5]. مستدرك سفینة البحار، ج 6 ، ص 12.

[6]. شرح الاخبار، ج 3، ص 442.

[7]. توبه 9 91.

[8]. من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 574؛ وسائل الشیعه، ج 15، ص 334.

[9]. انبیاء 21 28.

[10]. تفسیر نورالثقلین، ج 3، ص 423.

[11]. الكافى، ج 3، ص 270؛ وسائل‏الشیعه، ج 4، ص 24.

[12]. الكافى، ج 5، ص 469؛ من لایحضره الفقیه، ج 4، ص 39.

[13]. شرح اصول كافى، مازندرانى، ج 9، ص 251؛ بحارالانوار، ج 70، ص 332.

[14]. نقش اهل‏بیت علیهم‏السلام در قیامت، ص 253.

[15]. البته این افراد جزء محبان واقعى اهل بیت علیهم‏السلام نیز نخواهند بود؛ زیرا محب واقعى كسى است كه آنچه را محبوبش دوست دارد، انجام مى‏دهد و از آنچه او اجتناب مى‏كند، ترك مى‏نماید؛ لیكن همین مقدارى كه این افراد ولایت اهل بیت علیهم‏السلامرا پذیرفته‏اند و محبت آنان را در دل دارند در ردیف محبان و دوستداران آنان قرار مى‏گیرند و در نهایت، این محبت، هرچند اندك باشد آنان را از آتش جهنم یا جاویدان بودن در آن نجات خواهد داد

[16]. دعائم الاسلام، ج 1، ص 56؛ مستدرك الوسائل، ج 1، ص 128.

[17]. بحارالانوار، ج 8، ص 353؛ ج 65، ص 154 ـ 155.

[18]. وسائل الشیعه، ج 16، ص 217.

[19]. بحارالانوار، ج 8، ص 352؛ ج 65، ص 154.

[20]. كتاب الغیبه، ص 114؛ بحارالانوار، ج 65، ص 164.

[21]. در حقیقت، تمام اوصاف و ویژگیهایى كه در آیات و روایات براى مؤمن واقعى ذكر شده، شیعه حقیقى نیز باید داشته باشد و اهل بیت علیهم‏السلام در روایات دیگرى بیشتر و یا تمام این اوصاف را براى شیعیان خود ذكر كرده‏اند. كسانى كه مى‏خواهند تمامى این روایات را ملاحظه فرمایند مى‏توانند ر. ك به: «صفات الشیعه»، صدوق؛ «بحارالانوار»، مجلسى، ج 65؛ الشیعه فى احادیث الفریقین»، سید مرتضى ابطحى و دیگر منابع حدیثى مربوط مراجعه نمایند.



[ ]
[ مرتبط با ] : اهل بیت علیهم السلام
ن : امیرعباس کریمی
ت : پنجشنبه 21 خرداد 1394
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
https://www.viagrapascherfr.com/vente-viagra-paypal/ جمعه 28 مهر 1396 11:57 ب.ظ
Its like you read my mind! You appear to know a lot about this, like you wrote the book in it
or something. I think that you could do with a few pics to drive the message home a bit, but
instead of that, this is excellent blog. An excellent read.
I will certainly be back.
What is the tendon at the back of your ankle? چهارشنبه 25 مرداد 1396 01:29 ب.ظ
Hey there! This is my 1st comment here so I just wanted to give a
quick shout out and say I genuinely enjoy reading your blog posts.
Can you suggest any other blogs/websites/forums that deal
with the same subjects? Many thanks!
How did the Achilles tendon get it's name? یکشنبه 15 مرداد 1396 06:16 ب.ظ
First of all I want to say awesome blog! I had a quick question that I'd like to ask if you don't mind.
I was curious to know how you center yourself and clear your mind before writing.
I have had a hard time clearing my thoughts in getting my ideas out.
I truly do enjoy writing but it just seems like the first 10 to 15
minutes are wasted simply just trying to figure out how to begin. Any recommendations or hints?
Many thanks!
What do you do for Achilles tendonitis? یکشنبه 15 مرداد 1396 02:29 ب.ظ
Appreciation to my father who stated to me about this web site, this blog is genuinely remarkable.
http://monroemmz.mihanblog.com/post/19 شنبه 10 تیر 1396 12:25 ق.ظ
Do you mind if I quote a couple of your articles as long as I provide credit and sources back to your blog?
My blog is in the very same niche as yours and my users
would truly benefit from some of the information you provide here.
Please let me know if this okay with you. Cheers!
http://kathipeniston.wordpress.com پنجشنبه 21 اردیبهشت 1396 05:23 ق.ظ
Everything is very open with a precise description of the issues.

It was really informative. Your website is extremely helpful.
Many thanks for sharing!
BHW چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 08:34 ب.ظ
Have you ever thought about adding a little bit more than just
your articles? I mean, what you say is fundamental and all.
But imagine if you added some great photos
or video clips to give your posts more, "pop"! Your content is excellent but
with pics and clips, this website could undeniably be one of the most beneficial in its field.

Superb blog!
BHW شنبه 19 فروردین 1396 03:46 ب.ظ
What's up to every body, it's my first pay a
quick visit of this weblog; this webpage includes
awesome and really fine data in favor of visitors.
manicure پنجشنبه 17 فروردین 1396 03:22 ق.ظ
First of all I want to say great blog! I had a quick question that I'd like
to ask if you do not mind. I was curious to know how you center yourself and clear your thoughts prior to writing.

I've had a tough time clearing my mind in getting my thoughts out there.

I do take pleasure in writing but it just seems like the first
10 to 15 minutes are lost just trying to figure out how to begin. Any
suggestions or hints? Kudos!
manicure چهارشنبه 16 فروردین 1396 08:21 ق.ظ
Normally I don't learn article on blogs, but I would like
to say that this write-up very pressured me to try and do so!
Your writing taste has been surprised me. Thank you, very great post.
BHW جمعه 11 فروردین 1396 04:54 ق.ظ
I always used to study piece of writing in news papers
but now as I am a user of web so from now I am using net for content,
thanks to web.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر